Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers رومینا جون


رومینا جون

از دیروز:  

IMG4U

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

تا امروز:

 IMG4U

 

 

 

با ما تفاوت را احساس کنید.

 

 

 

پی نوشت:

اگر از احوالات ما جویا باشید ملالی نیست جز دوری شما

برمی گردم خیلی زود

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۸ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ توسط مامانی نظرات ()

روز پدره . همگی خونه عزیز نشستیم و بابایی (بابای بابا علی) داره برای رومینا کتاب ده تا جوجه رفتن تو کوچه رو می خونه.

رسید به اونجایی که بزغاله هه از سینه مادرش شیر می خوره.

بابایی: رومینا این عکسو تعریف کن برای من

رومینا: اینجا بزقاله هه داره دمب مامانشو می خوره

بابایی:

من:

بابا:

رومینا:

همه ی حاضرین:          

 

 

عروس شدم من ، عروس شدم ملوس شدم من:

 

 

Free 2 Upload

Free 2 Upload

 

 

اون لبای فشن و پروتزیتو قربون عشقکم.

عاشقتیم عروسککککککککککککککککککک.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٧ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

پدر ای وجودم از تو
                                قدرت و توان گرفته
ای که از دم نفسهات
                                هستی من جان گرفته
پدر ای که از تو جاری
                                خون زندگی تو رگهام
ای که از نور دو چشمت
                                نور زندگی به چشمام
پدر امروز به پاهام
                                دیگه نای رفتنی نیست
جز دریغی رو لبهام
                                دیگه حرف گفتنی نیست
پدر ، پیچ و خم راهم
                                نمیخوام بی راهه باشه
گل سرخ آرزوهام
                                توی فکر غنچه باشه
پدر دست یاری تو
                                اگه دستامو نگیره
کوره راه رفتن من
                                مثل شبهام میشه تیره

"مهدی فرجی"

    

 

 

 Free 2 Upload

 

پدر نازنینم روزت مبارک

همسری بهتر ازگلم روزت مبارک

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٤ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

 

سلام به دوستای گل خودم.

خوبین؟ خوشین؟ حال و احوال خوبه؟

راستش انقدر ننوشتم که دیگه پست گذاشتن یادم رفته نمی دونم از کجا شروع کنم.

حدود دو هفته پیش همسری رفت ماموریت و ما هم یه هفته ای خونه مامان اینا بودیم.

سمانه (خانوم برادرم) دوست داشت امسال برای آریان یه تولد زنبوری بگیره ما هم که سرمون درد میکنه واسه این جور کارها گشتیم تو نت و هر چی تم زنبوری بود پیدا کردیم براشون .

البته تولد آریان 31 خرداده منتها برای اینکه آخر هفته ها همه دور هم جمع میشیم و وسط هفته ها بچه ها مدرسه داشتندو خواهرها و همسرهاشون سرکار بودند نشد که تو روز خودش برگزار بشه. خلاصه که یه هفته که خونه مامان بودیم حسابی مشغول تدارک یه تولد زنبوری برای آقا آریان گل شدیم.

همه ی این تزئین ها رو مدیون دوست گل و هنرمندم نونوش  عزیز مامی آرتین فینگیلی خومشلم هستم  که با سخاوت تمام هنرهاشونو دراختیار من گذاشتند. من هم که تنبل دنبال راه حل ساده و آسون یا به قولی هلو برو تو گلو هستم.

نونوش عزیز همینجا از لطفت بینهایت ممنونم که اجازه دادی از کارهای قشنگت استفاده کنم البته هنرها و سلیقه و تزئین ایشون کجا خرابکاریهای من بی هنر کجا.

البته نا گفته نماند که رومینا و آریان جد بزرگوارمون رو جلوی چشمامون آوردند تا من و سمانه این مقواها رو ببریم مخصوصا سر درست کردن تاج دو روز جلوترش انقدر سرشون کردند و کوبیدنش اینور و اونور که لهش کردند.

 

Free 2 Upload

 Free 2 Upload

این دو تا وروجک محض رضای خدا یه جا ثابت نمی ایستادند تا من یه عکس درست و حسابی ازشون بگیرم همش درحال انجام حرکات موزون بودند.

Free 2 Upload

عشقولانگی

Free 2 Upload

 Free 2 Upload

Free 2 Upload

Free 2 Upload

Free 2 Upload

Free 2 Upload

 Free 2 Upload

 Free 2 Upload

 Free 2 Upload

 این هم آخر تولد و رومینا هپلی. عروسکی که دستشه خاله جون رویا زحمتشو کشیدن. آخه گفت آریان کادوهاشو باز میکنه کلی ذوق می کنه یه وقت رومینا جونی ناراحت شه. قربون خواهر گلم برم که فکر همه جا رو میکنه.

Free 2 Upload

 

فعلا همین.

راستی 21 خرداد هم سالگرد عقدمون بود. ششمین سالگرد عقدمون هم مبارک.

همسری دوست دارم.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

Design By : Pars Skin