Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers رومینا جون


رومینا جون

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳٠ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢٤ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط مامانی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۱ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٠ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ توسط مامانی نظرات ()

 

سلام کوچولوی شیرینم

 

خیلی وقته که فرصت نکردم بیام اینجا باور کن انقدر با شیرین زبونیهات وقتمو پر می کنی که دیگه مجالی برای بروز کردن وبت نیست.

هر روز داری شیرین و شیرین ترمی شی و با اون زبون و صدای نازک و شیرینت خوردنی تر . هر بار میام این حرف زدنهای بامزه تو بنویسم که یادم نره میای کاغذ و خودکار رو از دستم می گیری و نقاشی می کشی.

نازنینم منو ببخش اگه این روزها بی حوصله تر و عصبی تر شدم. بابایی درک می کنه که الان تو وضعیت روحی بدی هستم . یه بحران آزار دهنده که پریودیک هر از چند گاهی میاد و در اوج شادی و خوشی افسرده و عصبیم می کنه طوری که حتی حوصله ی خودم رو هم ندارم.

منو ببخش که نمی تونم اونطور که شایسته وجود نازنینته برات مادری کنم. منو ببخش که خیلی اوقات با سهل انگاری از کنار شیرین کاریهات می گذرم و حرف زدنها و خواسته های ساده و کودکانه تو ندید می گرم و سرت داد می زنم.

گلکم خسته ام از خودم از بعضیها دل چرکینم  درکم کن. خب من هم گاهی وقتها پیش میاد که کم بیارم و خسته بشم. من هم مثل تو نیاز دارم که گاهی بچه شم و یکی نازم و بکشه و بهم محبت کنه .

بگذریم نمی خوام روح لطیف و پاک کودکانه ات بیشتر از این درگیر دنیای سیاه و تاریک ما بزرگترها بشه. فقط بدون خیلی خیلی خیلی بیشتر از قبل دوست دارم.

وقتی دست دور گردن من و بابایی می ندازی و با شیرین زبونی می گی: همدیگه تونو هه دنیا دوس دایم.

 

IMG4U

 

عزیزکم می خوام برات بنویسم از این روزهایی که توش هستی تا مثل امروز یادم نره چهار دست و پا رفتنتو ایستادنتو راه رفتنتو حرف زدنت رو .

منو بابت تنبلی هام و پشت گوش انداختن ها و سهل انگاریهام ببخش.

نمی خوام و دوست ندارم روزی برسه که بزرگ میشی و وقتی ازم می پرسی مامان من چه جور بچه ای بودم فقط به گفتن اینکه شیطون بودی یا بچه ی خوبی بودی بسنده کنم و از اینکه چیزی از این روزهات به خاطرم نیاد شرمنده ی اون نگاه پرسشگرت بشم.

دوست دارم خوشمزه من:

 IMG4U

چند روز پیشها شرمنده که روزش یادم نیست ولی هر چی بود تو بیست و نه ماهگیت بودبابا علی مهربون ما رو برد فروشگاه از اونجا هم رفتیم کلبه شادی که فکر نمی کردم اولش مثل دفعات قبل که کوچولوتر بودی برات جذابیت داشته باشه ولی برخلاف تصورم حسابی خوشت اومدو بهت خوش گذشت.

اولش هم با این قایق پدالی شروع کردی خیلی خوشت اومده بود و خودت با ذوق و شوق پدال می زدی وقتی هم خسته می شدی همون وسط می ایستادی تا یکی بیاد و هلت بده به خودت زحمت نمی دادی:)

  IMG4U

 IMG4U

بعدش هم نوبت این هلی کوپتره بود عاشقش شده بودی سه بار مجبورمون کردی بلیط بگیریم و شما سوارش شی:

  IMG4U

 

بعدش هم نوبت این ترن بود که اولش چون تجربشو نداشتی ماتت برده بود وقتی سرعتش اوج گرفت و بیشتر شد ترسیدی و زدی زیر گریه.

 IMG4U

 

این هم رومینا والنتینو  :)   

IMG4U

انجام حرکات آکروباتیک:)

IMG4U

 

غرق در استخر توپ:

  IMG4U

IMG4U

IMG4U

 

خلاصه که کلی بهت خوش گذشت و با زور و گریه راضیت کردیم بیای خونه.

 

مخم هنگ کرده حسابی، هر چی تو ذهنم بود که برات بنویسم همش پرید آخه بهم حق بده ساعت آپ رو نگاه کن:) 2 نصفه شبه و من خوابم نمی بره آخه قراره نیم ساعت دیگه بریم دنبال دایی جون اینها و خاله جون اینها وباهم بریم شمال ویلای خاله جون رویا تا من نذریمو بدم.مامان بزرگ و اقاجون هم جمعه رفتند و الان اونجا منتظر ما هستند.

فردا نیمه شعبانه و من نذری دارم.

اوففففففففففففففففففففففف چقدر پست این دفعه هردمبیل شد. فکر کنم بیخوابی کار خودشو کرده:)تا من باشم که دیگه این موقع شب وبلاگ آپ نکنم.

IMG4U

الان وسایلمونو جمع کردم ساکمونو بستم. بابایی داره فیلم نگاه میکنه و شما هم آروم خوابیدی.

قشنگ ترینم بهترین هدیه عمرم. دوست دارم بینهایت.

راستی پنجشنبه 7 مرداد سالگرد عروسیمونه . آخ جون یه جشن خونوادگی حسابی به افتخار پنجمین سال عروسی.

آخـــــــــــــــــــــــــه چه قدر زود گذشت!!!!!!!!!!!!!!!!!عمرمون چه راحت تموم میشه.

بابایی داره صدام میکنه و میگه جمع و جور کن  کم کم راه بیفتیم. طفلی بابا هم خوابش نمی بره نمی دونم چرا ولی کمی نگرانم برامون دعا کنید سالم بریم و برگردیم.

ان شالله برمی گردم و یه گزارش مبسوط و پرانرژی از سفرمون و شیرین زبونیهای دخمل گلم می دم.

تا اون روز حق نگهدارتون.

عیدتون هم مبارک.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٥ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

Design By : Pars Skin