Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers نفس مامان 21 ماهگیت مبارک. - رومینا جون


رومینا جون

عزیز دل مامان و بابا بیست و یک ماهت هم کامل شد.

می بینی تا چشم رو هم می ذاریم روزها فرار می کنند.

دیگه چیز زیادی تا تولد دو سالگیت نمونده.

چقدر زود بزرگ شدی رومینای من.

چقدر زود عاقل شدی فهمیده شدی خانوم شدی. من هنوز تو خوشی و لذت دوران طفولیت و بچگیت غرقم و تو داری بزرگ میشی .

بزرگتر و داناتر از اون چیزی که من و بابا تصورش رو می کردیم.

هزار ماشالله خیلی شیطون شدی خیلی ناز شدی خیلی عزیز شدی.

چند وقتیه تو کارهای خونه حسابی کمک مامان می کنی. اینو جدی میگم منظورم از کمک واقعا کمکه نه ریخت و پاش و خرابکاری.

با اصرار لوله جاروبرقی رو از دست من میکشی و هن و هن با اینکه زورت هم نمی رسه که فشار هوای جارو رو کنترل کنی باز هم با مشقت لوله چسبیده به فرش رو از روی فرش بلند میکنی و یه جای دیگه رو میکشی.

مامان با بخارشو شیشه ها رو تمیز میکنه و شما پشت سرش دستمال خشک می کشی.

حسابی هم کدبانو شدی. به مامان تو پخت غذا و شیرینی خیلی کمک میکنی.

پودر قند آسیاب می کنی. تخم مرغ میشکونی . هم می زنی با قاشق آرد تو ظرف می ریزی و خودت هم تا 10 می شمری.

عاشق پوست کندن نارنگی و لیمو شیرینی .

خیلی هم لیمو شیرین دوست داری. چند وقت پیش که هر دومون مریض بودیم خیلی تلاش کردم که با آب میوه های طبیعی تقویتت کنم ولی شما اصلا لب نمی زدی و نمی خوردی تا اینکه بابا پیشنهاد داد که جلوی چشم خودت ما هم لیمو شیرین قاچ شده بخوریم تا  شما هم یاد بگیری و حداقل تو لیوان که نمی خوری  اینطوری آبشو بگری.

نتیجه اش هم که پایین می بینی.همه ی اینها رو شما خوردی .یه فشار کوچولو به لیموها می دادی . آبشو می چکوندی تو دهنت و مثل مامان و بابا می نداختی تو بشقاب. قربونت برم من که همه ی کارهای ما رو مو به مو ضبط می کنی و تحویل خودمون می دی.

 

img98.com Image Upload Center

 

بابایی از بندر عباس برامون کلی سوغاتی آورده بود.برای شما یه کلاه خوشگل و خوشرنگ ولی یه کوچولو به سرت کوچیکه ولی اشکالی نداره کاموائه کشش میدیم  بزرگ میشه.

یه کاپشن خوشگل هم آورده بود. برای من هم دو تا بلوز مجلسی خوشگل و یه شلوار جین ناز آورده بود و برای خودش هم یه کاپشن بهاره.

بابا جون گلی عاشقتیم. دست گلت درد نکنه.

از تنهایی خیلی بدت میاد. هر وقت من کار کوچولویی داشته باشم که مجبور شم به آشپزخونه یا اتاق خواب برم قبلش بهت می گم . من الان میام. برم مثلا فلان کار رو انجام بدم . الان میام.

چند شب پیش دیدم بابایی از خنده ریسه رفته. میگم چیه؟ چه خبر شده. بابایی میگفت رومینا رفته کتابهاشو از کشو بیاره به من میگه الان میاما باشه. بشین الان میام خب؟چشم؟باشه؟

عاشق شعرهای پنگول یا به قول خودت پندول هستی. مخصوصا اون شعر شاپرک

من: شاپرکی گفت:

رومینا: چی دفت؟

من: تو گوش من گفت:

رومینا: چی دفت؟

من: گفت به گلها دست نزنید

رومینا: نه نه نه نه نی می زنی

من: غنچه هاشونو نکنید

رومینا: نه نه نه نه نی می چنی

من: گفت که گلها تو باغچه ها...

رومینا: قشن نن

من : غنچه هاشون کوچیکو ...

رومینا: رن رن نن

من : ما غنچه ها رو ...

رومینا: دوش داییم

من: تو باغچه...

رومینا: پا نی ذاییم

من: وقتی گلی تشنه باشه

رومینا: میم آب میاییم.

 

امشب با بابایی بیست و یکمین ماهگردت رو هم جشن گرفتیم. یه جشن کوچولو مثل همیشه سه نفره.

عاشق نانای کردن هستی.

همش به مامان یا بابا میگی تبلد بوخون(آهنگ تولد بخون) تا شما نانای کنی.

انقدر بامزه می گی شما دلم ضعف می ره.

مامان فدای عروسک مودبش بشه.

راستی پالتوت رو گرفتم وای نمی دونی چه جیگری میشی تو اون پالتو از اون خوشگلتر چکمه هاییه که خاله جون برات خریده خیلی جیگره. واییییییییی دلم غنج می ره وقتی اونها رو می پوشی. یادم رفت عکسشو بگیرم. منتظرم یه شال و کلاه خوشگل هم برات بگیرم که با اونها ست بشه و دیگه تریپت کاملا زمستونی و ننه برفی بشه.

باز هم میام و برات می نویسم.

چیز دیگه ای فعلا یادم نمیاد.

 

img98.com Image Upload Center

 

 

img98.com Image Upload Center

 

 img98.com Image Upload Center

 

img98.com Image Upload Center

 

 

خدایا عروسک ما رو در پناه و آرامش خودت حفظ کن بهش سلامتی بده تا خودش لذت مادرشدن رو بچشه تا بدونه که چقدر برامون عزیز و شیرین و خواستنی بوده و هست.

خدایا به ما هم سلامتی بده تا بیشتر ازبودن کنارش لذت ببریم.

خدای خوبم به همه ی پدر و مادرها به همه بچه ها سلامتی و طول عمر بده تا کنار عزیزانشون شاد باشند و خوشی عزیزانشون رو شاهد باشند.

آمین.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/٢٠ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط مامانی نظرات ()

Design By : Pars Skin