Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers بیست و سومین ماهگرد عسل خانومی - رومینا جون


رومینا جون

سلام عزیزان

نزنید بابا می دونم خیلی تنبلی کردم هم تو گذاشتن پست هم تو گرفتن عکس جدید.

واقعا تنبل شدم. نمی دونم زمستونها چم میشه. تنبل میشم حس کار کردن بهم دست نمیده.

چند وقت پیشها( انقدر ننوشتم که حساب ماه و روز از دستم رفته)رفته بودیم پارک آب و اتش . پارک خوشگلی بود شیک و مدرن ولی به خاطر ایام عزاداری مشعلهاش خاموش بود. یخ زدیم از بس که سرد بود. رومینا تو ماشین خوابش  برده بود همین که اومدیم پایین و باد سرد تو صورت بچم خورد برق سه فاز از سرش پرید و سلولهاش منجمد شد.

اینجا هم آخر انجماده قندیل بسته بودیم.

 

Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس

Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس

 

Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس

 

 بذارید درمورد شیرینکاریهای دختری بگم :

چند وقت پیش کشوئ کتابهاشو کشیده بیرون و رفته توش وایستاده و شعر می خونه بهش می گم رومینا خطرناکه مامان بیا پایین بابا میاد دعوات می کنه ها

رومینا: بابا دعبا نمی چونه پیسره خوبیه.

 هر وقت هوس پاستیل میکنه میاد و میگه مامانی رومینا دوختر خوبیه بهش پاسیل می دی؟

بعضی وقتها هم که زیادی بهش گیر می دم عصبانی میشه و میگه دوختر خوبی باش باشه؟ خب؟ چشم؟ بجو چشم من هم میگم چشم از اقتدار خودش خوشش میاد و میگه آبرین دوختر خوب.

چند شب پیش داشتیم فیلم نگاه می کردیم وسط فیلم پاشدم چایی آوردم با چند تا شکلات. همه ی شکلاتها رو برداشت دستش و تند تند کاغذشون رو باز می کرد و می خورد باباش گفت: پس من چی؟ بابا نخوره؟

رومینا: نه دندونهات خراب میشه.آدوتور آمپول می زنه.خب؟ نخوریا باشه؟ بجو چشم. آبرین پسر خوب.

چند وقت پیش رفته بودیم خیابون گردی پیاده روی بغل من بود پایین نمی اومد هر چی هم علی می گفت حالا بیا بغل من نمی رفت .

علی گفت: بیا بغل بابا مامان دیگه خسته شد.

گفت: نـــــــــــــــه شما خسه می شی.

به کندی میگه: چندیدی

به بستی می گه بندیدی.

داشتم ناخنهاشو می گرفتم داد زد: یبـــــــــــــــــــاش ناخونمو چندیدی.

دیشب چرخ خیاطی وسط بود و داشتم شلوارشو می دوختم اومده دستهاشو هم به حالت اعتراض برده بالا و سر من داد می زنه:

مجه نجوفتم دوختر خوبی باش چرا آشقالا رو ریختی زمین  همش می ره تو دست و بالم.

دیدم حرف منطقی می زنه کم آوردم.

موهای من و باباشو شونه میکنه و میگه آبرین چه حوشل شدی. مثه یه دسه گل شدی. دوختر خوب.

 

عجیب به کامپیوتر حساسه همین که پشتش میشینم میاد بلندم میکنه و میگه بیا بازی چونیم رومینا قونا داره(گناه داره)

عاشق سی دی مجیک اینگلیشه مال زبان آموزان سی دیشو میاره و میگه مامانی برام مجیک اینجیلیش بذار

مکالمه های تلفنیش دیگه معروف شده .تلفن که زنگ می خوره یا من شماره می گیرم دیگه امون نمی ده بده من صوبت چونم. الو سلام چه خبرا؟ خوب هستی؟ آره منم خوب هستم مامانم خوب هست.....

 

هزار ماشالله حافظه اش خیلی قویه کافیه یکبار شعری یا آهنگی براش خونده بشه فوری ضبطش میکنه.

باباش: یه دختر دارم

رومی: شاه ندایه

باباش : صورتی داره:

ماه ندایه

از خوشگلی

تا ندایه

به کس کسونش

نی می دم

به همه کسونش

نی می دم

به کسی می دم

چه چس باشه

پیرهن تنش

اطس باشه

شاه بیاد

با لشرش

شاهزاده هاش

دوروبرش......

 

گربه من نازنازیه همش به فکر بازیه یه توپ دایه ینجو واینج می زنه به شیشه دنجو دنج......

عمو زنجیر باف بله

زنجیر منو باپتی بله

پشت کوه انداکتی بله

بابا اومده  چی چی آبوده

نخودو چیمیش

بخور و ببر

با صدای چی

هاپو.......

عروسک خوشل من و................

بعد از غذا همچین ناز میگه دستت درد نچونه آدم ضعف می ره براش قربون دختر مودبم برم من.

 

عشقش نقاشیه دوربین باطری نداشت از نقاشیهاش عکس بگیرم اجزائ صورتو خیلی بامزه میکشه.

چیش چیش دو ابرو دماغ دهن گیدالو 

هفته پیش هم دخترم بیست و سه ماهه شد یعنی الان کمتر از یکماه به تولدش مونده و من کلی کار و ایده و نقشه دارم که با این کم کاریهام و شیطونیهای رومی فکر نمیکنم هیچ کدوم عملی بشه. فعلا که همت کردم و به لطف خدا دارم رو لباسش کار میکنم اگه به امید خدا حاضر بشه می خوام هفته دیگه براش وقت آتلیه بگیرم البته بی حرف پیش.

ممکنه تا اونموقع هزار و یک اتفاق بیفته و لباس رومینا هم تموم نشه. آخه الان بهترین فرصته چون این چند وقته واقعا سرمون شلوغ میشه . شنبه هفته دیگه بابا علی می ره ما موریت همین که برگشت فرداش اربعینه و ما نذری داریم 28 هم عزیز شله زرد نذر داره بعدش هم که تولد رومینا وایییییییییییییییییییییییییییییییی دارم دیوونه میشم.کلی کار دارم که همه دقیقه نودیه.

از همه مهمتر از شیر گرفتن رومیناست که اهم برنامه هامه. دلیلش رو نمی دونم ولی همیشه دوست داشتم بچه مو درست تو همون تاریخی که به دنیا اومده از شیر بگیرمش شاید عقیده درستی نباشه ولی من به تاریخش خیلی اهمیت می دم. دلم می خواد دو سال که تمام شد دیگه از شیر بگیرمش. این هم شد قوز بالا قوز. حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را.

 

 

همون شال و کلاهی که براش بافتم:

Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس

 

Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس

 

Myup.ir | مای آپ | پیشرو در ارایه خدمات میزبانی تصاویر | آپلود سنتر عکس

 

 

انقدر هوا سرد شده و نمیشه بیرون رفت که همه ی عکسها تکراری شده .بیرون هم که می ریم همش تو بغلمونه.

ببخشید کلی حرف داشتم بزنم ولی نمی دونم چرا پامو که می ذارم تو پرشین همش یادم میره بزنم.

قول می دم قبل از دوسالگیش حتما حتما یه پست توپ بذارم.اگه همسایه ها یاری کنند .

خلاصه که این پست همینجوری آبکی و هردمبیلی منو به بزرگی خودتون ببخشید. می دونم خیلی هول هولکی شد.

همتونو یه دنیا دوست دارم. مخصوصا خواننده خاموشها رو که افتخار یه کامنت کوچولو رو هم نمی دن.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٧ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط مامانی نظرات ()

Design By : Pars Skin