Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers 27 ماهگی و عیدی امام رضا - رومینا جون


رومینا جون

سلام دوستان

یادتونه چند وقت پیش براتون تعریف می کردم که یه مشغله ذهنی داریم و چند وقتی بدجوری ما رو درگیر خودش کرده؟ راستش بالاخره به همت همسر جان و البته همت خودم و تلاشهایی که درپشت صحنه انجام دادم  ما هم به جرگه ی صاحب خونه ها پیوستیم و یه خونه نقلی و کوچولو خریدیم. البته الان رهن مستاجره و ما حالا حالاها نمی تونیم بریم توش. من که خیلی دوستش دارم. نقلی و جمع و جور و شیک و خوشگله. همونی که می خواستم.

البته همش لطف خدا بود .

امام رضا عیدیمونو داد. عید که رفته بودم زیارت امام رضا بعد از سلامتی اولین چیزی که ازشون خواستم همین خونه بود.

قربونت برم آقا جون که مهمونتو بدون عیدی راهی نکردی.

 

بعد هم خدمتتون عارض میشم که گویا سایتهای آپلود عکس هیچ رقمه کوتاه بیا نیستند و همگی می خوان به نوعی حال ما رو بگیرن. البته فکر می کنم که مدت دارن. بعد از یه مدت دیگه قابل نمایش نیست. دربه در سایت آپلود خوبم.

 

وامــــــــــــــــــــــــــــــا افاضات و درفشانیهای دختری:

صبحها که از خواب بیدار میشه دست و رو نشسته و مسواک نزده و مو ژولیده فوری سراغ  سوسن خانومو از ما می گیره.

 مامانی برام سوسم خانومو بذار.

پیرو آهنگ سوسن خانوم خوشگل خانوم خودش هم حرکات موزون و صبحگاهی رو سر می ده.و نا گفته نماند که ما هم سنگ از آسمون بباره باید در انجام حرکات موزون ایشونو همراهی کنیم والا حسابمون با کرام الکاتبینه.

 

 

مادرو دختر نشستیم تو حیاط داریم سبزی خوردن پاک میکنیم:

مامان اجازه بده من هم کمکت کنم.

 

 

-: بفرما

وسط سبزی پاک کردن یهو یه صدای جیغ و گریه ی بچه ای از تو کوچه شنیده میشه و خانوم که سرش درد میکنه واسه فضولی بیانات می فرمایند البته شما حین کار چهره ایشان را تجسم نمایید .داره با حرص پیازچه ها رو می کنه و درشت درشت پرت می کنه تو سبد .

 مامانی می بینی چه پیسره بی ادبیه. همش میجه مامانی منو بغل چون(البته همه اینها رو شما با حالت مسخرگی و دهن کجی تصور بفرمایید) نمیجه این مامان بخ بخت گونا داره آخه چمرش درد میجیره. من که اصن مامانمو اذیت نمیچونم. بعدشم نمیجم مامان منو بغل چون.

اینها رو میگه  پیازچه ها رو با حرص از وسط به دو نیم میکنه و پرت میکنه قاطی آشغال سبزیها.

هر چی بچه ی بدی باشه هیش کی دوسش نداره. دیدی بابا چه دختره خوبیه اصن جریه نمی چونه .

 

همون صحنه قبلی حالا پیازچه ها تموم شده نوبت نعناهاست . با ساقه میکنه می ندازه قاطی سبزیهایی که من پاک کردم.

مامانی می دونسی من خیلی دوست دارم.

می دونسی من خیلی عاشگتم.

من: 

 

نعناهاش هم تموم شد.

مامانی بازم درخت بده پاچ چونم .

بچم راست میگه بی شباهت به درخت هم نیست  دیگه از شکل نعنا دراومده شده چنار. از بس سبزیها زمخت و کهنه شدند.

 

 

هی می ره میاد میگه مامانی مطمئنی سوسم خانوم خوابیده؟ این کلمات تاکیدیش مطمئنی حتما ،خلاصه که، اصلا، درسته و .................رو خیلی بامزه و بجا استفاده میکنه.

 

 

خونه مامانم اینها با آیدا گرم گفتگوئه. نمی دونم داره از کدوم عروسکش تعریف میکنه:

آره آیدا خلاصه چه رفتم دیدم خوابیده.........

 

 

شامو خوردیم و داریم دو خواهر رو نگاه میکنیم درست جای حساسش رفته دی وی دی رو درآورده می گم چرا اینطوری کردی رومینا؟

میگه: بسه دیجه بقیه شو پردا نگاه کنید سی دی داغ کرد خراب میشه.

******************************************************

و دیگه اینکه:

کوچولوی شیرین من تموم هستی و عمر من 27 ماهگیت مبارک.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/٢۱ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ توسط مامانی نظرات ()

Design By : Pars Skin